هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

124

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

اهالى سوئز قبل از آن‌كه نهرى آب شيرين از رود نيل براى خود سوا و جارى نمايند و به سوئز بياورند ، عيون موسى براى آنها به منزلهء گلستان ارم بود ؛ زيراكه به واسطهء نداشتن آب شيرين در شهر و ديار خود ، يك برگ سبز بر درخت و يك گياه تازه بر زمين نمىديدند و هروقت به صفاى سبزه و تفرّج ميل مىكردند ، به عيون موسى مىآمدند . وقتى شخصى از عيون موسى به طرف مشرق نظر مىنمايد ، تا چشم كار مىكند ، صحرايى است كه تل‌هاى بىحساب و شمار آن‌را مستور دارد و آن تل‌ها از شن زردرنگ وحشى تشكيل يافته و خود تلال ، دنبال سلسله جبال الرّها مىباشد و الرّها يكى از شعبه‌هاى بزرگ كوه تيه « 1 » است . از عيون موسى به طرف مغرب كه نگاه مىكنى ، آب كبود رنگ خليج عربستان واقع در دامنهء كوه معروف جبل عاتكه ديده مىشود . در سمت شمال ، دكل كشتىها و بخار سفاين دودى كه در بندر سوئز لنگر انداخته ، پيداست و چون شخص متوجه اين طرف مىشود و سفاين را مىبيند ، مثل اين است كه با تمدّن وداع مىكند ؛ خاصه مسافرى كه داخل در شنزار عربستان مىگردد . عيون موسى عبارت از چند باغچه مىباشد و در هرباغچه ، چشمهء مخصوصى است و اين چشمه‌ها داخل استخرهاى كوچك مىشود . سرچشمهء عيون ، غالبا در بالاى تل‌هاى اطراف است و از آن بلندىها ، جارى و سرازير شده ، به باغچه‌ها مى آيد . مسافرى كه به آن‌جا مىرسد و اين وضع را مشاهده مىكند ؛ تعجّب مىنمايد كه از سر اين تل‌ها ، با آن‌كه مبلغى از سطح باغچه‌ها بلندتر است ، چگونه اين چشمه‌ها جارى شده [ است ] . يكى از فضلاى فرانسه ، كه پيش از اين به اين ساحت « 2 » آمده ، چنين دانسته كه دهنهء اين چشمه‌ها ابتدا از سطح زمين بالاتر نبوده و جزئى آبى از دهنه نشر مىنموده ، به اقتضاى طبيعت آب دور دهنهء چشمه « نباتات » و « علف‌ها » روييده ، و باد كه در جلگه و دشت عربستان شن‌ها را غالبا به هر طرف حركت مىدهد ، دور دهنهء

--> ( 1 ) . Jabal at - Tih ( 2 ) . ناحيه .